تبليغاتX
محکوم نامه

محکوم نامه

نوشته هاي يك محكوم



خرمشهر آزاد شد ولي......... آيا امروز هم خرمشهر را ديده ايد؟


+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 9:28 بعد از ظهر  توسط شهریار 


دکتر محمد رضا عاملی تهرانی پس از اعدام


اين است....عاقبت و پاداش وطن پرستي


پشت خط مقدم:

*آن روز در میان شما جای یكی خالی است، آن منم، كس نشناختش، ناشناس آمد، ناشناس بزیست، ناشناس بمرد. (دكتر محمدرضا عاملی‌تهرانی)

*هيچ فكر نمي كردم اينقدر شوكه شوم! اعدام دلارا دارابي با وجود همه تبليغات و اميدهاي كه اينك نااميد شده و يكي از زيبايي هاي ناديده اي كه دريغ شد. دختر جواني كه اگر فرصتي داشت مي توانست كاري كند كه به جاي اخبار زندانش از هنرمندي ها و نقاشي هاش و نمايشاگاه هايش آگاه شويم. اما فكرش رو بكن! ما عادت كرديم به همه چي و اينكه بايد خبرهاي بد بشنويم و تازه با آن هم خود بگيريم! دلارا دارابي تمام شد حداقل ديگران را دريابيم!

دلارا دارابي اعدام شد

*و اما مسعود لقمان عزيز كه معلوم نيست در چه وضعي به سر مي برد و تقاص كدام گناه را پس مي دهد وقتي با امثال لقمان ها كه از شايسته ترين فرزندان اين مملكت هستند چنين مي كنند تو خود بخوان حديث مجمل...به اميد آزادي هرچه سريع تر مسعود عزيز

بازداشت مسعود لقمان در روز جهاني كارگر

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 5:43 بعد از ظهر  توسط شهریار  | 

سال های کودکی من زود گذشت ضربت تازیانه را زود چشیدم آن نیم پیموده راه ها را ای کاش به سر برده بودم. ای کاش از کوره راه های مغاک امروز توشه ای داشتم افسوس! "امروز کسی نیست که با او فنجانی چای بنوشم" همه راز گویند ز آنکه رازشان جویم. پیداست نیست که راز خود با که باید بگویم.
آهنگ های خون
دکتر محمدرضا عاملی تهرانی

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 9:20 بعد از ظهر  توسط شهریار 

اين سال 87 هم با تمام فراز و نشيب هاش داره نفس هاي آخرش رو مي كشه اگه بخوام براي خودم جمع بندي كنم سال خيلي خوبي بود برعكس سال 86 كه هرچي بلا بود از آسمان و زمين بر ما نازل شد! اما سال 87 سال خيلي خوبي هم براي پيگيري مطالبات ملي بود از تجمع 10 ارديبهشت در اعتراض به امارات متحده تا 17 آذر روز دانشجو و حضور گروه هاي ملي كه مانع از به وجود آمدن افتضاحات سال قبل شد. اميدوارم سال پيش رو هم سال خوبي براي همه مردم باشد. سالي كه داره مياد سال گاو است و اين سال منو به ياد 1376 مي اندازد كه اون سال هم سال بسيار پرباري بود شايد شيرين ترين خاطره اون سال كه هنوز مي تونم مزش رو حس كنم صعود تيم ملي ايران به جام جهاني 1998 فرانسه با تساوي در مقابل استراليا بود. اميدوارم اين گاو پربار شامل حال همه از جمله خودم بشه. مطلب نوشتن در آخرين پست سال 1387 فكر كنم كمي رسمي باشه براي همين تشكر مي كنم از همه كسايي كه از تير 87 به وبلاگ من لطف دارند اميدوارم همه سال خوبي داشته باشند و منم بتوانم اين كتاب law text را به يك جايي برسونم كه هواي فوق ليسانس بدجوري من رو هوايي كرده است!

پيروز باشيد

نوروزتان پيروز

پايدار هميشه وطن

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 9:46 بعد از ظهر  توسط شهریار  | 


ديگر بار،پيش از آنكه بكوچم

و نگاهم را به بالا بردوزم،

دست هايم را بلند مي كنم

به سوي تويي كه از او گريزانم

و به شكوهمندي،

مي ستايمش در محرابي در سويداي دلم

كه هماره

صداي او را

طنين مي افكند.

و بر پيشاني اش اين كلام درخشان نقش است

به خداي ناشناخته!

از اويم،گرچه تا اين دم

در جمعي خيانت ورز مانده ام

از اويم،گرچه تا اين دم

در جمعي خيانت ورز مانده ام

از اويم من و دام هايي مي نگرم

كه به ستيزه وا مي داردم

مي خواهم بگريزم و

خود را ناگزير به خدمتگزارش اش كنم.



اي ناشناخته!

مي خواهم بشناسم ات

اي چنگ انداخته در ميانه ي جانم!

اي چون توفان، به تلاطم آورنده ي زندگاني،

تو،اي دست نايافتني آشنا!

مي خواهم بشناسمت، و به خدمت ات درآيم

پاييز 1864

پشت خط مقدم:

*اكنون ميان دو هيچ(مجموعه اشعار) از فريدريش نيچه

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 7:36 بعد از ظهر  توسط شهریار 



قلمرو بهشت را به خاطر داري؟ سايتي بود كه با هزينه شخصي خودم به شبكه جهاني معرفي كردم نخستين شماره آن هم ويژه نامه آذربايجان بود. به ياري خدا با استقبال خوب همه مواجه شد در بسياري از جرايد كشور هم منعكس شد نشيمن بسياري از انيرانيان را هم سوزاند! آقايان در سايت هاي مجهز خود كه هزينه اش را از اونور آب برايشان تامين مي شد و گاهي حتي فرصت نمي كردند كه پول هايي را كه برايشان فرستاده اند را change كنند پست زدند كه اين شووينيست ها امده اند و چه و چه و چه...

شماره دوم سايت را هم بزودي آماده مي كنم همانطور كه از طرح بالاميبينيدي نماي ويژه نامه دوم با طرحي از سروان وطن دوست جهانسوز مزين شده است ولي مشكلي دارم كه بر آمدن از آن شوخي نيست...پول!

طراح محترم براي بالا بردن سايت،ثبت دومين و فضا مجموعا صد هزار تومان طلب كرده است كه چنين پولي را در دست ندارم فكر مي كردم نيمچه رفاقتي با هم داريم ولي انگار كه تا بحث پول به وسط مي آيد همه چيز بوي..اش مي دهد! در ويژه نامه قبلي با مقالاتي از تقي اراني،يحيي ذكا و احمد دهقان نسل جديدي از پژوهش ها در مورد زبان و پيشينه آذربايجان را به شبكه جهاني فرستادم كه هنوز كپي ها و اثرات ان پابرجاست! به هر حال دير يا زود قلمرو بهشت دوباره پا مي گيرد فقط دلم از بعضي از مسائل مي شكند لااقل اي كاش اندكي پول يا امكانات داشتم و احساس تنهايي نمي كردم...

+ نوشته شده در  جمعه نهم اسفند 1387ساعت 9:55 بعد از ظهر  توسط شهریار  | 


سلام آقاي kurt angle من هم يكي از همان مردمي هستم كه 30 سال است آدم بد و تروريست شده اند مي بيني دنياي عجيبي است تا ديروز ما را يك قدرت مي دانستيد و امروز مردماني بي فرهنگ و تروريست! خيلي چيزها را تحمل كرديم! جنگ!تحريم! و خيلي از مسائل ديگر. دلمان خوش بود كه اينجا ميدان ورزش است شما هم كه خود مي گوييد نماد آزادي و دموكراسي دلمان خوش بود اينجا ديگر مسائل سياسي بر مسائل ورزشي پيشي نمي گيرد اما فكرش را نمي كرديم حق عباس جديدي را بخوريد و يك آب خنك هم روش! اين هم به اين صراحت. شايد دل تمام مردم رنج كشيده ايران خوش بود به اين دشك كه قرار بود عدالتي در آن رعايت شود كه نشد. و چه تلخ بود نگاه حسرت بار جديدي به تو و هو تماشاگران آمريكايي! المپيك 1996 آتلانتا را مي گويم. اما اين مدال حق تو نبود و يك چيز ديگر را هيچوقت فراموش نكن روزي خواهد رسيد كه مردم و ملت ايران دوباره به جايگاه واقعي خود خواهند رسيد و آنوقت نمي گذارند نه در سياست نه در ورزش و نه در هيچ چيز ديگري كسي حقشان را پايمال كند آن روز...مطمئنا خواهد رسيد

پشت خط مقدم:

خود را براي نوشتن مطلبي آماده كرده بودم كه تلويزيون را ديدم و همه چيز از خاطرم رفت و يك چيز برايم مسلم شد كه بايد نخست اين چندخط را بنويسم

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 3:54 بعد از ظهر  توسط شهریار 

البته چه بسا يك آدم مغرضي كه اتفاقا اين عكس را گرفته و آشنا هم هست خنده اش بگيرد و اين سوال را مطرح كند كه همانطور كه ستاره داود را به گلشيفته فراهاني ربط داديد مي تونيد... را هم به شقيقه ربط بدهيد؟ در همين حال يك فرد يقه بسته و داراي ريش انبوه در همان نزديكي كه اگر جسارت نباشد دانشجو است مي فرمايد اينها همه از اعجاز ماست! تازه اگر حسابش را هم بكني اگر ما همه مسائل را آگاهانه يا غير آگاهانه به چيزاي بي ربط مربوط نكنيم من الان در خدمتت نبودم! توضيح اينكه دانشجو و مخصوصا دانشجوي نمونه كسي است كه احتمالا كارت دانشجويي اش را يا هيچوقت به همراه ندارد و يا در زدن انواع كف گرگي كله و زير بغل مهارت فوق حد تصور داشته باشد! نامبرده مانند تخت سليمان در مواقع اضطراري ناگهان به صورت خود جوش و بدون هماهنگي قبلي پيدايش مي شود و اينطوري است كه به او مي گويند دانشجوي هميشه در صحنه! همچنين نامبرده در بالا رفتن از ديوار سفارت انگليس هم بايد زبردست باشد حال كه چنانچه شخص ديگري كه به خدا دانشجو هم هست احيانا در نزديك سفارت امارات اعتراضي هم بكند فردا يا پس فردا به براندازي نرم محكوم مي شود و تازه متوجه مي شود در تمام زندگي مهارت هايي هم داشته است كه اصولا از آن بي خبر بوده مثل غواصي در درياي مازندران! در همين حال با مطرح شدن بار ديگر اين سوال اساسي از طرف ما اين دانشجوي نمونه نيز پاسخ دندان شكن فرمودند كه شماها خيلي پررو هستيد كه با پول و امكانات دولت درس مي خوانيد و تازه حرفهاي گنده هم مي زنيد! توضيح اينكه ترمي 400 هزار تومان دانشگاه آزاد از اين به بعد پول دولت حساب مي شود!

پشت خط مقدم:

1- اينم براي دوستاني كه در كامنت هاي خصوصي و يا اس ام اس و يا صورت هاي ديگر مي فرمايند كه خيلي غمگين مي نويسي سعي مي كنم ظنز رو هم چاشني كار كنم البته اگر مقبول واقع شود

2-گروهي از دوستان در حركتي خودجوش و دشمن شكن و غرور انگيز شعر فرياد من رو نقد كرده اند و سپس در يك حركت غافلگير كنند آن را اسكن كرده اند و براي من فرستادند ديدن اين دو صفحه نقد با توجه به ديدگاهي كه هر شخص نسبت به اين شعر دارد برايم جالب بود:

صفحه اول صفحه دوم

باز هم سعي مي كنم وبلاگ را در فواصل كوتاه بروز كنم.پيروز باشيد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 9:56 بعد از ظهر  توسط شهریار  |