
خرمشهر آزاد شد ولي......... آيا امروز هم خرمشهر را ديده ايد؟
نوشته هاي يك محكوم

خرمشهر آزاد شد ولي......... آيا امروز هم خرمشهر را ديده ايد؟

اين است....عاقبت و پاداش وطن پرستي
پشت خط مقدم:
*هيچ فكر نمي كردم اينقدر شوكه شوم! اعدام دلارا دارابي با وجود همه تبليغات و اميدهاي كه اينك نااميد شده و يكي از زيبايي هاي ناديده اي كه دريغ شد. دختر جواني كه اگر فرصتي داشت مي توانست كاري كند كه به جاي اخبار زندانش از هنرمندي ها و نقاشي هاش و نمايشاگاه هايش آگاه شويم. اما فكرش رو بكن! ما عادت كرديم به همه چي و اينكه بايد خبرهاي بد بشنويم و تازه با آن هم خود بگيريم! دلارا دارابي تمام شد حداقل ديگران را دريابيم!
*و اما مسعود لقمان عزيز كه معلوم نيست در چه وضعي به سر مي برد و تقاص كدام گناه را پس مي دهد وقتي با امثال لقمان ها كه از شايسته ترين فرزندان اين مملكت هستند چنين مي كنند تو خود بخوان حديث مجمل...به اميد آزادي هرچه سريع تر مسعود عزيز
پيروز باشيد
نوروزتان پيروز
پايدار هميشه وطن
ديگر بار،پيش از آنكه بكوچم
و نگاهم را به بالا بردوزم،
دست هايم را بلند مي كنم
به سوي تويي كه از او گريزانم
و به شكوهمندي،
مي ستايمش در محرابي در سويداي دلم
كه هماره
صداي او را
طنين مي افكند.
و بر پيشاني اش اين كلام درخشان نقش است
به خداي ناشناخته!
از اويم،گرچه تا اين دم
در جمعي خيانت ورز مانده ام
از اويم،گرچه تا اين دم
در جمعي خيانت ورز مانده ام
از اويم من و دام هايي مي نگرم
كه به ستيزه وا مي داردم
مي خواهم بگريزم و
خود را ناگزير به خدمتگزارش اش كنم.
اي ناشناخته!
مي خواهم بشناسم ات
اي چنگ انداخته در ميانه ي جانم!
اي چون توفان، به تلاطم آورنده ي زندگاني،
تو،اي دست نايافتني آشنا!
مي خواهم بشناسمت، و به خدمت ات درآيم
پاييز 1864
پشت خط مقدم:
*اكنون ميان دو هيچ(مجموعه اشعار) از فريدريش نيچه

قلمرو بهشت را به خاطر داري؟ سايتي بود كه با هزينه شخصي خودم به شبكه جهاني معرفي كردم نخستين شماره آن هم ويژه نامه آذربايجان بود. به ياري خدا با استقبال خوب همه مواجه شد در بسياري از جرايد كشور هم منعكس شد نشيمن بسياري از انيرانيان را هم سوزاند! آقايان در سايت هاي مجهز خود كه هزينه اش را از اونور آب برايشان تامين مي شد و گاهي حتي فرصت نمي كردند كه پول هايي را كه برايشان فرستاده اند را change كنند پست زدند كه اين شووينيست ها امده اند و چه و چه و چه...
شماره دوم سايت را هم بزودي آماده مي كنم همانطور كه از طرح بالاميبينيدي نماي ويژه نامه دوم با طرحي از سروان وطن دوست جهانسوز مزين شده است ولي مشكلي دارم كه بر آمدن از آن شوخي نيست...پول!
طراح محترم براي بالا بردن سايت،ثبت دومين و فضا مجموعا صد هزار تومان طلب كرده است كه چنين پولي را در دست ندارم فكر مي كردم نيمچه رفاقتي با هم داريم ولي انگار كه تا بحث پول به وسط مي آيد همه چيز بوي..اش مي دهد! در ويژه نامه قبلي با مقالاتي از تقي اراني،يحيي ذكا و احمد دهقان نسل جديدي از پژوهش ها در مورد زبان و پيشينه آذربايجان را به شبكه جهاني فرستادم كه هنوز كپي ها و اثرات ان پابرجاست! به هر حال دير يا زود قلمرو بهشت دوباره پا مي گيرد فقط دلم از بعضي از مسائل مي شكند لااقل اي كاش اندكي پول يا امكانات داشتم و احساس تنهايي نمي كردم...

سلام آقاي kurt angle من هم يكي از همان مردمي هستم كه 30 سال است آدم بد و تروريست شده اند مي بيني دنياي عجيبي است تا ديروز ما را يك قدرت مي دانستيد و امروز مردماني بي فرهنگ و تروريست! خيلي چيزها را تحمل كرديم! جنگ!تحريم! و خيلي از مسائل ديگر. دلمان خوش بود كه اينجا ميدان ورزش است شما هم كه خود مي گوييد نماد آزادي و دموكراسي دلمان خوش بود اينجا ديگر مسائل سياسي بر مسائل ورزشي پيشي نمي گيرد اما فكرش را نمي كرديم حق عباس جديدي را بخوريد و يك آب خنك هم روش! اين هم به اين صراحت. شايد دل تمام مردم رنج كشيده ايران خوش بود به اين دشك كه قرار بود عدالتي در آن رعايت شود كه نشد. و چه تلخ بود نگاه حسرت بار جديدي به تو و هو تماشاگران آمريكايي! المپيك 1996 آتلانتا را مي گويم. اما اين مدال حق تو نبود و يك چيز ديگر را هيچوقت فراموش نكن روزي خواهد رسيد كه مردم و ملت ايران دوباره به جايگاه واقعي خود خواهند رسيد و آنوقت نمي گذارند نه در سياست نه در ورزش و نه در هيچ چيز ديگري كسي حقشان را پايمال كند آن روز...مطمئنا خواهد رسيد
پشت خط مقدم:
خود را براي نوشتن مطلبي آماده كرده بودم كه تلويزيون را ديدم و همه چيز از خاطرم رفت و يك چيز برايم مسلم شد كه بايد نخست اين چندخط را بنويسم
پشت خط مقدم:
1- اينم براي دوستاني كه در كامنت هاي خصوصي و يا اس ام اس و يا صورت هاي ديگر مي فرمايند كه خيلي غمگين مي نويسي سعي مي كنم ظنز رو هم چاشني كار كنم البته اگر مقبول واقع شود
2-گروهي از دوستان در حركتي خودجوش و دشمن شكن و غرور انگيز شعر فرياد من رو نقد كرده اند و سپس در يك حركت غافلگير كنند آن را اسكن كرده اند و براي من فرستادند ديدن اين دو صفحه نقد با توجه به ديدگاهي كه هر شخص نسبت به اين شعر دارد برايم جالب بود:
باز هم سعي مي كنم وبلاگ را در فواصل كوتاه بروز كنم.پيروز باشيد