
قافيه آخرين شعر
زندگي قافيه شعر من است
شعر من وصف دلارايي توست
در ازل شايد اين
شعر من وصف دلارايي توست
در ازل شايد اين
سرنوشت من بود
مي سرايم به اميد اينكه تو خواني،
_ ورنه
آخرين مصرع من
قافيه اش ((مردن)) بود
______________________
______________________
تو مپندار كه خاموشي من،
هست برهان فراموشي من
______________________
______________________
تو مپندار كه خاموشي من،
هست برهان فراموشي من
پشت خط مقدم:
- حميد مصدق 9 بهمن 1318 _ 7 آذر 1377 ....يادش گرامي
- كمي دير شد اما نتوانستم ساده ازت بگذرم تويي كه در اشعارت هرچه كه مي خواستم داشتي و تنها در ميان اين همه شاعر كه دوستشان دارم تويي كه حرف دلم را با اشعارت مي زني، تو شاعري هستي كه اشعارت همه وقت با من هست گويي كه آنها را فقط و فقط براي من نوشتي!
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 9:23 بعد از ظهر  توسط شهریار
|


